خيال كردم
خيال كردم يك عمر با من مي مونننني
گمون كردم واست يك هم زببببونم
نگفته بود به هم يك عشق ديگست
تا تحقير پيش من دل بسوزوووونم
نگفت به فكر فرصتي دو بارست
براي دل بريدن فكر چااااارست
نگفت به فكر تحقير نگاهههههااااا
شكستن غروري پاره پارست
حالا به مرگ من راضي نمي شههههه
مي خواد جون بكنم واسش هميشههههه
به اون ظالم بگين نفرين اين ددددل
تا زنده ام به راه زندگيشهههه
درسته كلي يا كس و كار ندارن ولي واسه خودم خدايي دارم
براي ديدنه روزه عذابه
واسه خودم ثانيه ها رو مي شمارم

+ نوشته شده در شنبه پنجم آذر 1384ساعت 18:34  توسط پسر آبی
|