هرگز فراموشت نخواهم کرد
دمیدم نور اميدی ز نگاهـت گيـرم
مستی زندگی از چشم سياهت گيرم
هر نگاهت به تنــم آتش تب ميريزد
بوسه ای ده که بدين شعله گواهت گيرم
هر زمان می دهدم چشم تو پيغام وصال
و اين پـيام از نگاه ها به نگاهت گيــرم
گل لب را به نسيم سخنی رنجه مـدار
که هزاران خبر از طرز نگاهت گيرم
می روی در شب ظلمانی ام
تا من از اشک , چراغی سر راهت گيرم

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آذر 1384ساعت 11:18  توسط پسر آبی
|
